تبلیغات
صالحین شهرک امام حسین شیراز - استاد 13ساله...
صالحین شهرک امام حسین شیراز
ان الارض یرثها عبادی الصالحون zqz.ir/iq
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
آیا مایل به همکاری با این وبلاگ هستید؟ بیش از یک گزینه هم می توانید علامت بزنید







آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

صالحین شهید خورشیدی
مسجد جامع
شهرک امام حسین(س)
شیراز



امام خامنه ای:

"امروز اینترنت و ماهواره
و وسایل ارتباطىِ
بسیار متنوع وجود دارد
و حرف، آسان
به همه جاى دنیا مى‌رسد.
میدان افکار مردم و مؤمنین،
عرصه‌ى کارزار تفکرات گوناگون است.

امروز ما در یک میدان جنگ
و کارزار حقیقىِ فکرى قرار داریم.

این کارزار فکرى
به‌هیچ‌وجه به زیان ما نیست؛
به سود ماست.



اگر وارد این میدان بشویم

آنچه را که
نیاز ماست - از مهمات تفکر اسلامى

و انبارهاى معارف الهى
و اسلامى - بیرون بکشیم
و صرف کنیم، قطعاً بُرد با ماست؛


لیکن مسأله این است که
ما باید این کار را بکنیم."


*******************
مسأله این است که
ما باید این کار را بکنیم.****
*********




هدف از شجره طیبه صالحین

تربیت انسان مومن، بصیر، مجاهد، فعال، انقلابی و دارای موضع از اهداف اصلی و اساسی شجره طیبه صالحین است. صالحین در واقع، بمنزله هموار کردن مسیر ظهور امام عصر (عج) ، کادرسازی دوباره برای انقلاب و نیز جریان‌سازی فرهنگی در کشور، با هدف غالب شدن رویکرد فرهنگی در تشکل‌های فرهنگی، دینی است.

شجره طیبه صالحین، به معنای اخص، در صدد راه‌اندازی حلقه‌های تربیتی در مسجد، با هدف ایجاد یا تغییر رفتار در مخاطبان، مبتنی بر مکتب تربیتی اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) می‌باشد، اما صالحین به معنای عام، به فعال سازی، رونق و احیای مساجد شیعه در آخر الزمان می‌اندیشد.
بقیه را در لینک های روزانه بخوانید
جستجو


آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
ابر برچسب ها
حدیث ,  روز دخت ,  خبر فوری ,  ایرانی می خرم ,  پیام تبریک ,  چهارمین شب اکران فیلم های عمار ,  امام باقر(ع) ,  قیام ,  برترین حجاب ,  آموزش مداحی ,  حیا ,  قربان ,  عید ,  قرآن ,  جمه سیاه ,  17شهریور ,  FarsSalehin ,  شب آغاز امامت حضرت امام مهدی(عج) ,  داروسازی ,  ایرانیم ایرانی می خرم ,  کنکور حوزه بدون ثبت نام ,  ترجمه فارسی خطبه غدیر ,  رازی ,  چادر ,  معجزات خدا در انقلاب اسلامی ,  امام صادق(ع) ,  نقد محتوایی فیلم راننده ,  متن کامل خطبه غدیر ,  دانلود شناسنامه حامد زمانی ,  عفت ,  میدان شهدا ,  شهید علیرضا محمودی ,  حجاب ,  قیام خونین ,  شهید 13 ساله ,  امام محمد باقر(ع) ,  دانلود فایل های متنی و صوتی خطبه غدیر ,  شهادت ,  جنایت پهلوی ,  پهلوی ,  حضرت معصومه(س) ,  ایام فاطمیه امسال از شنبه 24 اسفند 1392 آغاز و تا 14 فروردین 139 ,  روز داروساز ,  استقبال از شهید گمنام در شهرک ,  ایجاد سایت صالحین ,  ایرانی ام ,  عید اضحی ,  ولادت ,  عید قربان ,  پورتال صالحین فارس , 
ارسال شده در دوشنبه 11 شهریور 1392 ساعت ساعت 11 و 08 دقیقه و 54 ثانیه توسط فرید دباغیان
استاد 13 ساله


این عکس نوجوان 13 ساله کرجی شهید علیرضا محمودی پارساست که چند روز قبل از شهادتش گرفته شده که معصومیتی خاص رو تداعی می کنه چند فرازی از توبه نامه ی ایشون رو اینجا ذکر می کنیم؛ فقط قبل از خوندن یادمون باشه که این توبه نامه کسی است که هنوز به سن تکلیف نرسیده ولی نگران ترک اولی هایی است که ازش سر زده

بار خدایا از کارهایی که کرده ام به تو پناه می برم از جمله :

از این که حسد کردم
از این که تظاهر به مطلبی کردم که اصلاً نمی دانستم
از این که زیبایی قلمم را به رخ کسی کشیدم
از این که در غذا خوردن به یاد فقیران نبودم
از این که مرگ را فراموش کردم
از این که در راهت سستی و تنبلی کردم
از این که عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم
از این که در سطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم
از این که منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند
از این که شب بهر نماز شب بیدار نشدم
از این که دیگران را به کسی خنداندم، غافل از این که خود خنده دارتر از همه هستم
از این که لحظه ای به ابدی بودن دنیا و تجملاتش فکر کردم
از این که در مقابل متکبرها، متکبرترین و در مقابل اشخاص متواضع، متواضع تر نبودم
 
از این که زبانم گفت بفرمایید ولی دلم گفت نفرمایید....
 
از این که نشان دادم کاره ای هستم، خدا کند که پست و مقام پستمان نکند
از این که ایمانم به بنده ات بیشتر از ایمانم به تو بود
از این که منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم، غافل از این که تو بهتر از دیگران می نویسی و با حافظه تری
از این که در سخن گفتن و راه رفتن ادای دیگران را درآوردم
از این که پولی بخشیدم و دلم خواست از من تشکر کنند
از این که از گفتن مطالب غیر لازم خودداری نکردم و پرحرفی کردم
از این که کاری را که باید فی سبیل الله می کردم نفع شخصی مصلحت یا رضایت دیگران را نیز در نظر داشتم....
از این که نماز را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم
از این که بی دلیل خندیدم و کمتر سعی کردم جدی باشم و یا هر کسی را مسخره کردم
از این که ” خدا می بیند ” را در همه کارهایم دخالت ندادم
از این که کسی صدایم زد اما من خودم را از روی ترس و یا جهل، یا حسد و یا … به نشنیدن زدم

و این هم فرازهایی از دلنوشته ی شهید که در مراسم همرزمش رضا جهازی خواند:

«إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ«

«اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ» 

با سلام بر هم وطنم، هم دینم، دوستم، هم سفرم، همسنگرم، هم رزمم، آموزگارم، خواننده قرآنم، گوینده حدیثم، رهرو راه حسین، عاشق دین حسین، عاشق رزم حسین، عاشق مرگ حسین، رضای خدایم و رضای دینم، رضا، رضا جهازی.

رضا جان! چگونه نامت را بر زبان آورم؟ رضا جان! چگونه یادت را بر دلم اندازم، آخر من لایق نیستم. من حتی لایق نبودم با تو دوست باشم. رضا جان! اگر می دانستم چنین لیاقتی داری حتی زبانم را به سخن گفتن با تو باز نمی کردم.

رضا جان! اگر می دانستم چنین لیاقتی داری بیشتر به سخنانت توجه می کردم و بیشتر از منبع سرشار الهی که در وجودت شراره گرفته بود، استفاده می کردم. ولی افسوس، صد افسوس، هزار افسوس که ندانستم و قدر نداشتم. من باید بیشتر در کارهایت دقت می کردم تا می فهمیدم که تو کیستی و سرانجامت چیست؟

خاطراتت در ذهن من هر لحظه می گردد و می چرخد و در هر چرخش جگرم را می سوزاند. رضا جان! می خواهم از کارهایت برای میهمانانت بگویم ولی نمی دانم کدامین را بگویم. از آشناییت در اولین بار بگویم که از روز اول شجاعتت را دیدم یا از علمت در مدرسه. رضا جان! می خواهم بگویم که برای رفتن به جبهه چه گریه ها که نزد خانواده و در سپاه و در پادگان های مختلف نکردی ولی یادم به گریه های دعای کمیل و توسلت افتاد. چه گریه ها که نکردی و چه اشک ها که نریختی. رضا جان! می خواهم بگویم که چقدر به بی حجاب ها تذکر می دادی ولی یادم به تذکرات تو در جلسه های قرآنی که تو در جبهه تشکیل می دادی می افتد و مرا گیج و مبهوت می کند.

و تو چه اِرجعی زیبایی داشتی. واقعاً زیبا و حسرت آور بود.

ای مردم بدانید رضا به قرآن خیلی اهمیت می داد. او از همین قرآن بود که به این زودی و به این زیبایی به سوی خدا پر کشید. او همیشه سر پست یک یا چند آیه یا یک سوره از قرآن را حفظ می کرد و مرتب می خواند و صبح برای ما می گفت.

رضا جان! در این خط می خواهم یکی از آن چند باری که خیلی گریه کردی را برای مهمانانت بگویم. ولی این بار مثل هر دفعه نبود. فکر کنم خودت که در این مجلسی حدس زده باشی. و فکر کنم مهمانانت هم حدس زده باشند. آری همان بار، همان شب.

همان شبی که شب دیگر را به دنبال نداشت و دیگر شب از تو خجالت می کشید که پرده سیاهش را به روی عالم بیندازد. من در آن لحظات خیلی درس گرفتم. چقدر خوب لحظه ای بود. چه عاشقانه و چه عارفانه ! از یک نوجوان 14 ساله چه توقع است؟ او عرفان را از که آموخته بود؟ آخر او در کدام مکتب این عشق را آموخته و به این زیبایی سروده؟ او در شب حمله آنقدر اشک ریخت و امام زمانش را صدا زد تا بالاخره شهادت نامه اش را به امضا رسانید.

رضا جان! من می روم که راهت را ادامه دهم. می روم تا کربلا را بگیرم. بدان ای حسین(ع)! رضا برای رسیدن به تو جلو دوید. رضا برای بوسیدن بارگاه تو بعد از فرمان حمله اولین آتش کننده اسلحه اش بود.

رضا جان! من می روم که راهت را ادامه دهم و تو نیز در این راه یاریم ده. رضا جان! دلم می خواهد یک بار دیگر چهره ات را ببینم ولی افسوس که تو کجا و من کجا؟ تو شهیدی شهید. ولی من دارای نفسی کثیف و آلوده. ان شاء الله که با عمل کردن به قرآن و گفتار امام و وصیت نامه شهدا به خصوص شهید رضا جهازی خود را در خط دین انداخته و از مکتب و اسلاممان محافظت و آن را صادر نماییم....

و این هم فرازهایی از وصیت نامه شهید:

اینک که انقلاب پرشکوه اسلامی به اوج خود رسیده است، خوب است که همگی دست در دست یکدیگر نهاده و در پیشبرد انقلاب کوشش کنیم.

آمریکای جهانخوار و هم پیمانانش برای شکست این انقلاب حداکثر تلاش خود را می کنند، اما ما می دانیم ید الله فوق ایدیهم، دست خدا بالاترین دستهاست و این دست خداست که توطئه های دشمنان جهانخوار را در هم می کوبد.

سعی کنید امام را یاری دهید و بیشتر به سوی جبهه ها روانه شوید و بدانید کمک به رزمندگان اسلام، کمک به لشکر امام زمان است.

ای ملت مسلمان سراسر جهان به پا خیزید و توطئه های ابرنکبتان خونخوار را در هم کوبید. به پا خیزید و آسوده ننشینید که دشمنان اسلام در کمین هستند. اگر آسوده بنشینیم آن ها به پا می خیزند و قیام می کنند. قیام کنید آخر مگر امام خمینی شما را رهنمود ندادند که چرا قیام نمی کنید چرا ساکتید؟ مسئولیت شما در مقابل اسلام و مستضعفان بالاتر از این حرف هاست.

پدر و مادر عزیزم می دانم که برای من سختی های زیادی دیده اید و بی خوابی ها کشیده اید. من شما را خیلی دوست داشته و دارم ولی بدانید که من خدا و اسلامم را از شما بیشتر دوست دارم. خواهش می کنم که در مصیبت من گریه نکنید و اجر خودتان را ضایع نکنید و فقط طول عمر امام عزیز را از خدا بخواهید و در عزای من جشن وصال خدا را برپا کنید. و جشن شادی برپا کنید.

منبع:http://khademin.ir/index.aspx?siteid=5&pageid=1080&newsview=1484



برچسب ها : شهید علیرضا محمودی ,  شهید 13 ساله ,